کانال ما در تلگرام
روانشناسی و مشاوره

ورود به حساب کاربری

منوی اصلی

آخرین مطالب

آخرین لینکهای ارسالی

راههایی برای جلوگیری از ورود افکار غیر منطقی به ذهن
دوشنبه ۸ آذر ۱۳۹۵ - ساعت ۱۲:۱۲     بازدید ( 796 )     کد مطلب ( 256 )     نویسنده ( admin )

 تفسیرهای غلط از وقایع، خطاهای فکری ایجاد می‌کند،علت بسیاری از طلاق‌ها و اختلافات بین زوج‌ها سوء تفاهم‌ها و اشتباهات فکری است.

زمانی که از خطای شناختی صحبت می کنیم، منظور مجموعه خطاهایی است که ممکن است در جریان تفکر صورت گیرد. خطاهای فکری معمولاً در اثر تفسیرهای غلط از وقایع و افکار خودایند منفی به وجود می آید.

 به قول آلبرت الیس این اتفاقات نیستند که شما را برآشفته می کنند، بلکه تفسیر شما از این اتفاقات است که ذهن شما را درگیر می کند. این تحریفات اگر متناوبا و به دفعات رخ دهند، می توانند منجر به ناراحتی های روان شناختی و مشکل در روابط بین فردی شود.

تحریف ها یا خطاهای شناختی اولین بار توسط پروفسور آرون تی بک مطرح شد. خطاهای شناختی در نظریه بک عبارت است از: «باورهای غیر منطقی که به طور اتوماتیک وار به ذهن انسان خطور می کند».

در واقع این نحوه تفکر و شناخت ما است که زندگی ما را تا حد زیادی رقم می زند، حال فرض کنید اگر شناخت ما اشتباه باشد، بر پایه آن برخوردها، نتیجه گیری ها و به طبع تعاملات بین فردی به خصوص روابط زناشویی ما دچار مشکل می شود.

در بررسی های به عمل آمده مشاهده شده علت بسیاری از طلاق ها و اختلافات بین زوجین همین سوء تفاهم ها و اشتباهات فکری است،تاکنون خطاهای شناختی متعددی شناسایی شده اند مانند: تفکر همه یا هیچ که فرد در این تفکر یک رفتار، فکر، پدیده یا موضوعی را کلا سیاه و سفید می بیند.

از نظر این افراد هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست، در این شیوه فرد تمایل دارد واقعیات را به صورت مطلق تعبیر کند. به طور مثال ممکن است فردی تصور کند باید همسر کاملی پیدا کنم و همیشه واله و شیدای او باشم؛ یا در خطای شخصی سازی فرد مسئولیت چیزهایی که ارتباط زیادی با فرد ندارند را می پذیرد و خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است و یا بالعکس مسئولیت هیچ یک از کارهای خود را نمی پذیرد و دیگران را مقصر قلمداد می کند.

 به طور مثال ممکن است بگوید مسبب تمام بدبختی های من در زندگی همسرم است یا من مسبب تمام ناملایمات های زندگیمان هستم.

 در خطای شناختی دیگری مانند استنباط مستبدانه، فرد بر اساس ملاک های ناکافی به نتایج غیر منطقی می رسد،  برای مثال شخصی ممکن است نتیجه گیری کند که چون همسرش با او به خرید نرفته دلیل بر این است که او را دوست ندارد.

 خطاهای شناختی متعدد دیگری هم وجود دارد که هر یک از آنها می تواند بر زندگی زناشویی افراد تاثیرات منفی بگذارد.

 بنابراین پیشنهاد می شود گاهی در مورد تفکرمان، فکر کنیم و خطاهایی که ممکن است زندگی ما را تحت الشعاع قرار دهد شناسایی کنیم تا بتوانیم تفکرات مثبت تر و منطقی تر را جایگزین خطاهای فکری ویرانگر کنیم.

ارسال دیدگاه